خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





شعر از اقای اصغر اسلامی مشکنانی1228


    دمساز باش

    گرچه می سوزم ولی با سوز قلبم ساز باش
    با لبان پر ز شکوه تو دمی دمساز باش
    روزگارم گرچه تلخ است و ندارم من امید
    مرحم درد دلم باش وتو هم همراز باش
    آشیانم گشته خالی و همه غرق سکوت
    بهر این ظلمت بیا و چلچراغم باز باش
    نیست دیگر در برم یاری وتنها مانده ام
    ای مه زیبا رخم تو دلبری طناز باش
    بزم شعرم را صفایی ده بیا یکدم برم
    من خریدار توام تو گرمی آواز باش
    گوشه یِ ویرانه قلبم همیشه یاد توست
    بهر قلبم تو بیا و نقطه آغاز باش
    مُشکنانی مانده در غربت بدون هم نفس
    بهر دیدارش بیا و همچو یک سرباز باش

    ممنون از شاعر خوب که این قطعه شعر را برایمان ارسال کرده بودند


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : قلبم ,
    شعر از اقای اصغر اسلامی مشکنانی1228

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر